تبليغاتX
عاشقانه
عشق

 اما ! آه
روی زانوهای خود خم شد

دگر از صبر اوکم شد

دلش لبریز ماتم شد

کمی اندیشه کرد- آنگه - مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت

نشست و سینه را با سنگ خارایی زهم بشکافت

زهم بشکافت

اما ! آه

صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد

زمین و آسمان را پشت و رو می کرد

و هر چیزی که هرجا بود

با غم رو به رو می کرد
|+| نوشته شده توسط احسان . پارسـا در شنبه پانزدهم تیر 1387 | موضوع: |
 
 
بالا