تبليغاتX
عاشقانه
عشق

 کوچه های خلوت
توی کوچه های خلوت راهی عشق تو بودم

راهی ترانه هایی که برای تو سرودم

زیر لب میخوندم آروم تک تک ترانه هاتو

به امیدی که دوباره میشنوم بازم صداتو

ولی هر چی انتظار کشیدم نیومدی

هر چه قدر تو کوچه ها قدم زدم نیومدی

همه ی ترانه هام توی گریه گم شدن

زیر پام خیس شد از اشکام تو بازم نیومدی

به خودم میگفتم هر جا که باشی میای سراغم

آخه گفته بودی جز تو هیچ کسی رو دوست ندارم

باورم نمیشد از من ببری واسه همیشه

آخه گفته بودی عشقت توی جونم کرده ریشه

گفتم آخه مگه میشه تو به یاد من نباشی

مگه میشه که بخوای تو بری و ازم جدا شی

|+| نوشته شده توسط احسان . پارسـا در شنبه پانزدهم تیر 1387 | موضوع: |
 اما ! آه
روی زانوهای خود خم شد

دگر از صبر اوکم شد

دلش لبریز ماتم شد

کمی اندیشه کرد- آنگه - مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت

نشست و سینه را با سنگ خارایی زهم بشکافت

زهم بشکافت

اما ! آه

صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد

زمین و آسمان را پشت و رو می کرد

و هر چیزی که هرجا بود

با غم رو به رو می کرد
|+| نوشته شده توسط احسان . پارسـا در شنبه پانزدهم تیر 1387 | موضوع: |
 
 
بالا