هيچ کس نميتونه به دلش ياد بده که نشکنه ولي من حداقل ميتونم ياد بدم که وقتي شکست با لبه هاي تيزش دست اوني که شکسته رو نبره
|+| نوشته شده توسط احسان . پارسـا در دوشنبه یکم بهمن 1386 | موضوع: |
غریبه
گفتم دوستت دارم ، چه صادقانه ! پذيرفتي چه فريبانه ! آغوشم برايت باز شد ، چه ابلهانه ! با تو خوش بودم ، چه کودکانه ! همه چيزم شدي ، چه زود ! به خاطر يک کلمه مرا ترک کردي ، چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ، چه حقيرانه ! واژهي غريب خداحافظ به ميان آمد ، چه بي رحمانه ! و من سوختم ، چه عاشقانه ! ولي ... هنوزم دوستت دارم غريبه !
|+| نوشته شده توسط احسان . پارسـا در دوشنبه یکم بهمن 1386 | موضوع: |
توبه از عشق
فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست
اما حيف اين تازه اول يک زندگيست
زندگي چيزيست شبيه يک حباب
عشق آباديه زيبايي در سراب
فاصله با آرزو هاي ما چه کرد
کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد !
|+| نوشته شده توسط احسان . پارسـا در دوشنبه یکم بهمن 1386 | موضوع: |
زندان
اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم
|+| نوشته شده توسط احسان . پارسـا در دوشنبه یکم بهمن 1386 | موضوع: |